جمعه شانزدهم شهریور ۱۴۰۳ | 0:20 | م.ع -
به نام الله
اَللّهُمَّ اَخْرِجْنى مِنْ ظُلُماتِ الْوَهْمِ وَ اَكْرِمْنى بِنُورِ الْفَهْمِ اَللّهُمَّ افْتَحْ عَلَيْنا اَبْوابَ رَحْمَتِكَ وَانْشُرْ عَلَيْنا خَزائِنَ عُلُومِكَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ
خدایا مرا از تاریکی های وهم بیرون آر و به نور فهم گرامی بدار، خدایا درهاى رحمتت را بروى ما بگشا و خزانه هاى علومت را بر ما باز کن به مهربانیت اى مهربان ترین مهربانان
با نه گفتن به آهن آزاد به رهایی از عفونت و التهاب آری بگو

اگه از من بپرسید علت بیماریهای لاعلاج چیست میگم وجود +Fe2 آزاد در خون که با تولید الکل و بعد استالدئید، بیومولکولها و میلین را زخمی می کند (زخمی که در صورت تبدیل استالدئید به تیواستال تشدید خواهد شد) و باعث التهاب می شود.
با وجود آنکه اطباء طب مدرن به بیماران توصیه می کنند در صورت وجود عفونت در بدنتان، آهن نخورید، اما نرمال آهن در آزمایش خون را 22 تا 184 در نظر می گیرند! و این یعنی غذا و اسلحه میکروبها را در اختیارشان قرار می دهند و این طوری شده که بشر روز به روز داره در مقابل میکروب ضعیف تر می شود.
راستی این را هم بگم که آهن قبلاً خوراکی نبود. تنها از سال 1901 بود که در آمریکا با حذف سبوس گندم از آرد، کلاتور آهن موجود در گندم (فیتیک اسید) حذف شد و عملاً حضور آهن آزاد در بدن افزایش یافت. بعدها که بیماریها زیاد شد بجای حذف آهن، آهن خارجی را هم به آرد اضافه کردند! که باعث شد بیماریها بیشتر شدند با اینحال باز هم ادامه دادند و بعد هم با کمک سازمان های بین المللی مثل WHO و UNICEF این روش ایجاد بیماریهای جدید را به شرق هم صادر کردند.
در بدن ما ترکیباتی وجود دارند که در ساختارشان آهن دارند و یا در کارکردشان از آهن استفاده می کنند، اما نه آهن آزاد.
در بدن افراد سالم آهن باید تحت الحفظ (متصل به پروتئین های ترانسفرین یا فریتین یا گالکتین 3 یا گالکتین 9) بوده وگرنه رادیکال می سازد و بیومولکولها را تجزیه می کند. بعلاوه میکروب های قوی شده به آنتی بیوتیک هم از +Fe2 آزاد برای منحرف کردن سیستم ایمنی انسان استفاده می کنند. البته اخیراً دانشمندان متوجه شده اند که می توان جلوی این میکروب های مقاوم شده به آنتی بیوتیک که دارای ابزار متالوبتالاکتاماز هستند را با کلاتورهای فلزی مثل کلاتور آهن گرفت.
بنظرم باید میزان آهن آزاد نرمال در آزمایش خون تغییر کند از 22 تا 184 به 0 تا 1! البته اگر می خواهیم ما به میکروب ها مقاوم شویم و نه آنها به آنتی بیوتیک های ما!
پروتوکل درمانی همیشه جواب نمی دهد. برای همینه که مرتباً بروز میشه.
راستی این را هم بگم که در سیستم اعصاب مرکزی (CNS) برای انتقال پیام بین نورون ها غیر از ناقل، از تکانه های الکتریکی هم استفاده می شود که به این معنی است که در زمان انتقال پیام عصبی میدانی نامرئی دور CNS ما تشکیل میشه. میدانی که شبیه آهنربا عمل میکنه و آهنهای آزاد موجود در محیط را به سمت خود جذب می کند (آهن هایی که ماکروفازهایی مثل هپسیدین نتوانسته اند آنها را اسیر کنند) و این یعنی:
1- افزایش امکان تولید الکل و استالدئید و لکوترین ها و تیواستال و در یک کلمه التهاب در CNS در حضور آهن
2- حضور میکروب های دارای متالوبتالاکتاماز (MBL) در CNS به هوای تصاحب آهن آزادی که در میدان مغناطیسی اطراف CNS گیر افتاده
3- نفوذپذیرشدن سد خونی مغزی و حضور سلول های T در CNS برای حذف میکروب ها
فاجعه اصلی اینجاست که اینترفرون های مترشحه از سلولهای T باعث فراخوان ماکروفاژهای مملو از Fe به CNS ملتهب شده می شوند. در منطقه ملتهب جاییکه احتمال تخریب ماکروفاژ و تخلیه آهن های داخلش زیاده و این یعنی تشدید التهاب و بیماری های التهابی لاعلاج.

عبور ماکروفاژ ارسالی توسط سلولهای T از سد خونی مغزی و حمله آن به عفونتهای متالوبتالاکتامازداری که برای تصاحب آهن جذب شده به CNS آمده اند.
برای همینه که سرکوب کننده های سیستم ایمنی مثل کورتون ها و اینترفرون ها تاحدودی از تشدید بیماری های التهابی لاعلاج جلوگیری می کنند چون مانع ورود سلولهای T به CNS می شوند (راستی میشه سرکوب سیستم ایمنی را با تجمع کورتیزون هم انجام داد).
البته بهتر بود که کنارش از کلاتور آهن هم استفاده می کردند تا درمان کامل محقق بشه تا هم التهاب کاهش یابد و هم آنتی بیوتیک ها دوباره اثربخشی خود را بدست بیاورند.
گاهی هم بدن بناچار خودش تکانه های الکتریکی را قطع میکنه تا Fe جذب CNS نشه. البته باعث مختل شدن انتقال پیام میشه که میتونه به فلج عضو بیانجامد و تا زمان قطع ماندن تکانه های الکتریکی ادامه یابد.
چه بهتر بود اگر اطباء ما بدن ما را در این شرایط قرار نمی دادند که ناگزیر باشه بین التهاب و عفونت ناشی از آهن آزاد و فلج یکی را انتخاب کنه.
راستی چند توجه جالب:
1-در اگزما و روماتیسم هم مثل مثل MS و سایر بیماری های اتوایمیون، گلبول های سفید به بدن آسیب میزنند منتها گلبول های سفید در بیماری MS به CNS و در اگزما به سلول های پوست و در روماتیسم به مایع سینویال بین استخوانها حمله میکنند.
به عبارت دیگر عامل ایجاد بیماری های اتوایمیون تحریک بیش از اندازه CNS می باشد.
تحریک کننده های CNS:
گابا شانت/ بتا-گابا/ تشدید تولید استرادیول طی قاعدگی/ کلر (مزمن کننده فعالیت گاباشانت)/ تجمع سدیم در سلول/ معکوس شدن قطبی/ عدم مهار عفونت به علت حضور آهن که سیستم ایمنی را منحرف می کند/ کمبود ویتامین E و فنول های زنجیره شکن/ مصرف نابجای ویتامین C/ حضور الکل (الکل در جذب ویتامین ها اختلال ایجاد میکند)/استالدئید/ تیواستال/ استرس یعنی کورتیزول بالا و آدرنالین بالا/ بلغمی شدن/ تجمع دوپامین (تبدیل کننده آلفا-گابا به بتا-گابا)/ فعال شدن مسیر تخمیر/ گزانتین و مشتقاتش/ اختلال تولید آدرنوکورتیکوتروپین (ACTH)/ فقدان کورتیزون (سرکوب کننده و خاموش کننده سیستم ایمنی)/ غیر فعال بودن چرخه گلایسین/ ورزش سنگین بدون تامین نیازهای افزایش یافته بدن به الکترولیت ها/ فقیر و غنی سازی های غلط مواد غذایی/ مصرف زیاد افزایش دهنده های گلبول سفید (WBC) نظیر سیاهدانه/ مصرف غذاهای اسیدی/ مصرف هسته زردآلو (و هر چه که سیانور دارد) در بیماران اتوایمیون/ مصرف مواد آلرژی زا (زیرا هیستامین ترشح شده از مواد آلرژیزا باعث افزایش آمونیاک می گردد و متعاقباً تولید الکل را افزایش می دهد)
راه نجات از این سه بیماری و بیماریهای مشابه، ممانعت از فعالیت بیش از حد سیستم ایمنی است که میتوان این کار را با ملاتونین انجام داد که تولید آدرنالین را کاهش میدهد.
توجه: آدرنالین عامل تجزیه گلیکوژن به قند (دیابت) و عامل تولید سایتوکین التهابی و پراکسی نیتریت (ONOO) است که بترتیب میتواند باعث طوفان سایتوکین و تخریب بیوملکولها (آزادسازی +Fe2 داخل آنها) گردد.
درمان اگزما با ملاتونین و کلاتور آهن (مثل گلوکزآمین و غیره) و کپسول GLA (یا گل مغربی).
2- ویتامین C در افراد دارای عفونت توام با مسمومیت فلز، رادیکال زایی را تشدید می کند.

ویتامین C اکسید کننده آهن
3- بجای شیمی درمانی با کمک گونه های فعال اکسیژن، با ویتامین E ، فنول را به کینون مبدل کن و سرطان را بکش.
4- گلوتاتیون در بازسازی آنتی اکسیدان ها مثلاً ویتامین E نقش دارد.
5- پراکسی نیتریت با GSH مهار می شود (کاهش استرس نیتروزاتیو ناشی از RNS). البته در حضور ملاتونین GSH به متابولیزه کردن پرکسید می پردازد. گلوتاتیون طی استرس اکسیداتیو تخلیه می شود.
6- پراکسی نیتریت با ترکیب روی و ویتامین ث هم مهار می شود (کاهش استرس نیتروزاتیو ناشی از RNS).
7- وجود آهن آزاد در خون از طریق ممانعت از مهار عفونت باعث پیشروی تولید رادیکال های آزاد و التهاب پیش رونده می شود در نتیجه تخریب میلین و سایر چربی ها و سایر بیومولکول ها رخ می دهد.
8- قلیایی سازی (توسط ترومباکسان A2) راهکار مفیدی برای حذف آهن های آزاد موجود در خون است، اما نه در مورد آهن هایی که جذب CNS آهنربا شده گشته اند. تغذیه قلیایی در هنگام جدا شدن پروتئین از گیرنده - که خاصیت آهنربایی CNS از بین می رود- می تواند نهایتاً آهن های آزاد موجود در خون را دفع کند. البته راه ارجح جمع آوری آنها با ماکروفاژ در هنگام جدا ماندن پروتئین از گیرنده است.
یعنی هیچیک از این دو روش برای آهن های آزاد موجود در CNS کارایی ندارند، مگر در هنگام جدا شدن پروتئین از گیرنده و بعد تخلیه این آهن های جدا شده به بیرون سلول توسط لنفوسیت T فعال کننده ماکروفاژهایی که آهن های وارد نشده به سلول را فاگوسیت می کنند و توسط تحریک همزمان PCD سلولهایی که آهن به آنها وارد شده و ملتهب شده اند. فعالسازی لنفوسیت های فعال کننده ماکروفاژهای فاگوسیت کننده توسط روی و ... و فعالسازی PCD توسط فنول ها و ویتامین E و ... انجام می شود.
شهید تهرانی مقدم: خدا داره نقاط دیده نشده و کور را بهت نشان میده
